احمد بن محمد ميبدى

151

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

تَهْتَدُونَ . و ياد بياوريد كه شما بر تيغ كناره آتش بوديد و شما را از آن رهانيد ، اين‌چنين است كه خداوند نشانه‌ها و سخنان نيك خود را براى شما بيان مىكند تا مگر راه بيابيد . 104 - وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . بايد از شما گروهى باشند كه مردم را بسوى نيكى و نيكوكارى بخوانند و امر به معروف و نهى از منكر كنند و اينانند مردمان رستگار « 1 » . 105 - وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ . و نباشيد مانند كسانى كه پراكنديدند و دو گروه شدند بعد از آمدن تورات به آنها و ايشان را عذابى بزرگ است . 106 - يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ . روزى كه روىهائى سپيد گردد و روىهائى سياه گردد ، اما به آنها كه سياه‌رو گشتند گويند : آيا شما پس از ايمان آوردن كافر شديد ؟ پس بچشيد عذاب الهى را بسبب آنكه كفر آورديد . 107 - وَ أَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَتِ اللَّهِ هُمْ فِيها خالِدُونَ . اما آنها كه روىهاشان سپيد بود ، پس آنان در بخشش خدايند و در بهشت وى جاويدانند . 108 - تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعالَمِينَ . اين سخنان خداوند است كه به راستى و درستى بر شما مىخوانيم و خدا آن كس نيست كه دربارهء جهانيان بيداد كند . 109 - وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ . و خداى راست هرچه در آسمانها و زمين است و بازگشت همهء كارها بسوى خدا است . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 102 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ . آيه . خداوند هرجا خطاب يا أَيُّهَا النَّاسُ * گفت ، اتَّقُوا رَبَّكُمُ * در آن پيوست و هرجا كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا * گفت ، اتَّقُوا اللَّهَ * در آن پيوست چه آنكه ( اتَّقُوا رَبَّكُمُ ) * خطاب عموم است كه تقواشان بر ديدار نعمت است و همّتشان پرورش تن براى خدمت به حق است ، ولى ( اتَّقُوا اللَّهَ ) * خطاب به اهل نواخت و كرامت است كه تقوايشان بر مراقبت منعم و قصدشان راحتى روح در مشاهدت حق است و چقدر اين مرتبه باهم تفاوت دارند ! زيرا اوّلى خطاب به مزدوران است و دومى خطاب به عارفان ، مزدوران در طلب ناز و نعمت و عارفان در طلب راز ولىنعمت ، مزدوران از خداوند جزا خواهند و عارفان خود او را خواهند . گويند : عارفى و اصل ، خداوند را بخواب ديد كه به او مىگويد : همه مردم از من چيزى مىخواهند و بايزيد تنها مرا مىخواهد ! و به زبان حال گويد : روزى كه مرا وصل تو در چنگ آيد * از حال بهشتيان مرا ننگ آيد ! . . . . اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ . آيه . گفته‌اند : تقوى سه قسم است : يكى تقواى كيفر در شكيبائى از گناه ، دوم تقواى در شكر نعمت ، سوم تقواى به ديدن وحدانيت بىاعتبار ثواب و عقاب ! - اوّلى تقوى ظالمان است و دوّمى تقواى مقتصدان است و سوّمى تقواى سابقان است .

--> ( 1 ) مفسران نوشته‌اند : نهى از منكر مهم‌تر از امر به معروف است و وجوب آن مؤكدتر و كيفر ترك آن بيشتر است .